|
همه رفتند كسي دور و برم نيست چنين بي كس شدن در باورم نيست اگر اين آخر و اين عاقبت بود به جز افسوس هوايي در سرم نيست همه رفتند كسي با ما نموندش كسي خط دل ما رو نخوندش همه رفتند ولي اين دل ما را همون كه فكر نمي كرديم سوزوندش كه حاشا تقه اي بر در نخورده كه آيا زنده ايم يا جون سپرده كه حاشا صحبتي حرفي كلامي كه جزو رفته هاييم ما نمرده خيال كردم كه اين گوشه كنارا يكي داره هواي كار ما را يكي هم اين ميون دلسوز ما هست نداره آرزو آزار مارا عجب بالا و پايين داره دنيا عجب اين روزگار دلسرد با ما يه روز دور و برم صد تا رفيق بود من و امروز ببين تنهاي تنها
آی آدما٬ آی غنچه ها٬ آی کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره تو رو خدا بگین نره٬ اگه بره٬ من حرفامو به کی بگم؟ آخه من هم عاشق شدم٬ داره میره ٬من چی بگم؟ آهای شبا ٬ستاره ها٬ ترانه ها٬ اگه بره٬ قشنگی ها رو میبره آی آدما٬ مسافرا ٬پنجره های کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره عاشق شدم ٬اون می دونه٬ واسه همین داره میره اگه بره٬ کی تو شبام٬ شعرام رو از من می گیره؟ نرو ٬بمون٬ اگه کمم ٬عاشق شدم خیلی زیاد یادش به خیر٬ چه زود گذشت ٬اون اولا یادت میاد؟ مترسکی غریب بودم ٬تنها بودم٬ ساکت و بی صدا بودم قشنگ بودی٬ بچه بودم٬ از آدما جدا بودم یه حرفی موند٬ توی دلم ٬بهت بگم ٬از روزی که گفتی میرم خواستم بگم ٬دوستت دارم ٬دوستت دارم ٬دوستت دارم نه خنده ها٬ نه گریه ها٬ نه اونهمه ترانه و گلایه ها هیچی به یادت نمیاد٬ نه بوسه و نه کوچه و نه سایه ها داره میره ٬تا دوباره٬ ساکن اون شبها بشم تو باغ سرد لحظه هام٬ مترسکی تنها بشم
يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب فرستنده:ونوس
زندگی یعنی گذشتن از ميان وادي عشق زندگی یعنی نشستن در كنار سنگر عشق زندگی یعنی خروشيدن ميان موج دريا زندگی یعنی لطافت غلط خوردن در میان برگ ها زندگی یعنی تکاپو جنبش و بالندگی عشق ایمان مهر و سازندگی زندگی یعنی تولد مرگ بودن یا نبودن زندگی یعنی گذشته حال فردا زندگی یعنی گذشتن از میان موج غم ها تا رسیدن در کنار صبح فردا زندگی یعنی گذشتن از هوس حرص و طمع آدمیت را میان قلب بردن تا به انسان ها رسیدن زندگی یعنی من و تو ما شدن از جدایی ها گذشتن تا به خوشبختی رسیدن!
گريه هايم عاشقانه مي خورد بر سقف قلبم ياد ايام تو داشتن مي زند سيلي به صورت باورت شايد نباشد مرده است قلبم ز دستت فكر آنكه با تو بودم با تو بودم شاد بودم توي دشت آن نگاهت گم شدن در خاطراتت
کلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شکايت کرد و خداوند او را زيبا کرد ولي کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيکوست و نتيجه آن شد که مي بيني .طوطي هميشه در قفس کلاغ هميشه آزاد خداوندا : براي همسايه كه نان مرا ربود، نان !! براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني !! براي كساني كه روح مرا آزردند، بخشش !! و براي خويشتن خويش ، آگاهي و عشق مي طلبم اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد
قانون تو تنهايي من است و تنهايي من قانون عشق و عشق ارمغان دلدادگيست و اين سرنوشت سادگيست ! چه قانون عجيبي چه ارمغان نجيبي و چه سرنوشت تلخ و غريبي كه هر بار ستاره هاي زندگي ات را با دستهاي خود راهي آسمان پر ستاره اميد كني و خود در تنهايي و سكوت با چشمهايي خيس از غرور پيوند ستاره ها را به نظاره بنشيني و خموش و بي صدا به شادي ستاره هاي از تو گشته جدا دل خوش كني و باز هم تو بماني و تنهايي و دوري و باز هم تو بماني و يك عمر صبوري
گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر كوچكم اين را پرسيد من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت زده گفت روي ديوار و درختان ديدم بازهم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف كوتاه دلت را خم كرد بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد ؟
|
About ![]()
شعر فتح سرزمین دروغ اندیشه است...
Archivesشهریور 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
فراموش شده |